يه مثال هست كه ميگه عاشقانه های من

یک پنجره برای دیدن
یک پنجره برای شنیــــــــــــــــــدن
یک پنجره که مثل حلقه ی چاهــــــــــــــــــــــــی
در انتهای خود به قلب زمین می رســـــــــــــــــــــــــــــــــــــد
و باز می شود به سوی وسعت این مهربانی مکرر آبی رنـــــــــــــــــــــــگ
یک پنجره که دست های کوچک تنهایــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی را
از بخشش شبانه ی عطر ستاره های کریــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم
سرشار می کنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد
و می شود از آنجـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا
خورشید را به غربت گل های شمعدانی مهمان کــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرد
یک پنجره برای من کافیســــــــ*ـ*ـ*ـ*ــــــــ*ـ*ـ*ـ*ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت
*ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ*ـــ ـــــ ــــــ ـــــ ـــــ ــــ ـــــ*ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ*
*ــــــــــــــــــــــــــــــ*ــــــ ـــــ ــــ ـــــ ــــ ـــ*ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ*
*ـــــــــــــــــــــــــ *ــــ ـــ ــــ ــــ ـــ*ــــــــــــــــــــــــــــــــ*
*ـــــــــــــــــــــــــ*ــ ـــ ـــ ـ*ـــــــــــــــــــــــــــــ*
*ــــــــــــــــــــــ*ـ ـ*ـــــــــــــــــــــــ*
*ـــــــــــــــــــــ*ــــــــــــــــــــ*
*ـــــــــــــــــــــــــــــ*
*ــــــــــــــــ*
*ــــــ*
*
با توام........
با تواَم ...
با تواَم، با تو که دستت، دستِ دنیا ساز رنجِ
با تواَم، با تو که بغضت، معنی آوازِ رنجِ
اگه یخ باد ستمگر، پی قتلِ عام برگِ
اگه این باغ برهنه، باغ تاراج تگرگِ
اگه بی پناهی گُل، رنگ بی پناهی ماست
دستت بذار تو دستم، وقت پیوند درخت هاست
رو تن، سخت درخت ها بنویس و دوباره بنویس
که شکست شقایق، مرگ باغ، مرگ بهار نیست
پاییز خسته.........

پیداست هنوز شقایق نشدی
زندانی زندان دقایق نشدی
وقتی که مرا از دل خود می رانی
یعنی که تو هیچ وقت عاشق نشدی
زرد است که لبریز حقایق شده است
تلخ است که با درد موافق شده است که با درد موافق شده است
عاشق نشدی وگرنه می فهمیدی
پاییز بهاریست که عاشق شده است
دوستت دارم اینو بدون
نميخوام بگم که قدر يه دنيا دوستت دارم...
چون دنيا يه روز تموم ميشه...
نميخوام بگم که مثل گلی...
چون گل هم يه روز پژمرده ميشه...
نميخوام بگم که سياهی چشمات مثل شبهای پر ستاره اس...
چون شب هم بالاخره تموم ميشه...
نميخوام بگم که مثل اب پاک و زلالی...
چون اب که هميشه پاک نميمونه...
نميخوام بگم که دوستت دارم.
چون منکه اصلا دوستت ندارم...
بلکه من عاشقتم...


عاشقانه

دوست دارم
عشق یعنی چی ؟
انتظار واژه ی غریبی است ...
واژه ای که روزها یا شایدم ماههاست
که با آن خو گرفته ام.
که چه سخت است انتظار ..
هرصبح طلوعی دیگراست برانتظارهای فرداهای من! 
خواهم ماند تنها در انتظار تو
چرا نوشتم در برگ تنهاییم برای تو، نمیدانم؟
شاید روزی بخوانند بر تو، عشق مرا
می دانم روزی خواهی آمد، می دانم
گریان نمی مانم، خندانم!
برای ورودت ای عشق
وقتی که به یادت می افتم،
به یاد خاطراتت...نامه هایت را مرور می کنم،
یک بار...نه...بلکه صد بار
وجودم را سراسر عشق فرا می گیرد
عشق یعنی با غم الفت داشتن
سوختن با درد نسبت داشتن
عشق در یک جمله یعنی انتظار
انتظار روز رجـــعت داشتن
عشق يعنی مستی و ديوانگی
عشق يعنی در جهان بيگانگی
عشق يعنی شب نخفتن تا سحر
عشق يعنی سجده ها با چشمان تر
عشق يعني سر به در آويختن
عشق يعنی اشک حسرت ريختن
عشق يعنی در جهان رسوا شدن
عشق يعنی مست و بی پروا شدن
عشق يعنی سوختن يا ساختــن 
عشق يعنی زندگی را باختن
عشق يعنی انتـــظار و انتـــظار
عشق يعنی هرچه بينی عکس يار
عشق يعنی ديـده بر در دوختـن
عشق يعنی در فراقش سوختن
عشق يعنی لحظه های التهاب
عشق يعنی لحظه های ناب ناب 
عشق يعنی با پرستو پر زدن
عشق يعنی آب بر آذر زدن
عشق يعنی سوز نی آه شبان
عشق يعنی معنی رنگين کمان
عشق يعنی با گلي گفتن سخن
عشق يعنی خون لاله بر چمن
عشق يعنی شعله بر خرمن زدن
عشق يعنی رسم و دل برهم زدن
عشق يعنی يک تيمم يک نماز
عشق يعنی عالمی راز و نياز
عشق يعنی چون محمد پا به راه
عشق يعنی همچو يوسف قعر چاه عشق يعنی بيستون کندن به دست
عشق يعنی زاهد اما بت پرست
عشق يعنی همچومن شيدا شدن
عشق يعنی قلــه و دريا شدن
عشق يعنی يک شقايق غرق خون
عشق يعنی درد ومحنت دردرون
عشق يعنی يک تبلور يک سرود
عشق يعنی جام لبريز از شراب
عشق يعنی تشنگی يعنی سراب
عشق يعنی حسرت شبهای گرم
عشق يعنی غرقه گشتن در سراب
عشق يعنی حلقه های بی حساب
عشق يعنی تا ابد بی سرنوشت
عشق يعنی آخــرخط بهـشــت
عشق يعنی گم شدن در لحظه ها
عشق يعنی آبـی بی انتـــها
عشق يعنی زرد تنها و غريب
عشق يعنی سرخی ظاهر فريب
عشق يعنی تکيه بر بازوی باد
عشق يعنی حسرتت پاينده باد
عشق يعنی هرزمان تنها شنيدن نام او
عشق يعنی هرچه گفتن هرچه کردن بهراو

عشق يعنی يک سلام و يک درود
عشق يعنی ياد يک رويای نرم 

يه مثال هست كه ميگه ![]()
دوستت دارم
بگذارید گریه کنم
بگذار گريه كنم نه براي تو براي صداقت، كه كم رنگ شده است
بگذار گريه كنم نه براي تو براي غم ها كه يكنواخت شده اند
بگذار گريه كنم نه براي تو براي آرزو ها كه از بين رفته اند.
بگذار گريه كنم نه براي تو براي محبت ها كه ساكت شده اند.
بگذار گريه كنم نه براي تو براي آدميان كه بي تفاوت شده اند.
كاشكي در اين دنيا سه چيز وجود نداشت .
عشق ، غرور ، دروغ
زيرا آدمي گاهي به خاطر عشق از روي غرور دروغ مي گويد.

یکی داشتو یکی نداشت
دوستت دارم
عاشقتم
هرکسی عاشق نشد دیوانه نیست
هرکه دیوانه نشد پروانه نیست
در پی عــــشق تو دل دیوانه شد
شمع گشتی ودلـــم پروانه شد
ازلهیب عشـــــــق تو افروختم
عــــشق را به سادگی نفروختم
ناگهان در بی کسی ها گم شدم
رفتی وافســـانه ی مردم شدم
تا به کی چشم انتظاری سوختم
بس که چشمم را به راهت دوختم
تا به کی دیدار چشمت در خیــــال
زندگــــی با آروزهای محــــــال
وقتی که به دنیا اومدم رو دستم نوشته شده بود
تنها برای ...
وقتی که بزرگ شدم همیشه دنبال ادامۀ جمله بودم
از هر کسی پرسیدم میگفتن یه نیمۀ گمشدست
باید به دنبال تو باشم
من هم به این امید که جملۀ من به تنها برای تو
خطم میشه رفتم به دنبال نیمۀ گمشدم
آره !
پیدا کردم و رو دستم نوشتم تو ولی این تو
بعد یه مدت کوتاه پاک شد بعد فهمیدم او
تو نبود که جمله رو تموم میکرد بلکه؛
تنها برای همیشه
بیا سوگند یاد کنیم
بیا سوگند یاد کنیم
به حرمت اولین سلامی که بین ما رد و بدل شد
سلامت بمانیم
برای هم تا همیشه
بیا سوگند یاد کنیم
که از هم جز به هم پناه نبریم
تا تمام دسیسه ها باطل شود
بیا سوگند یاد کنیم
گونه های خیس از اشک غم راجز
بر انگشت تبسم پاک نکنیم
گفتم پاک تا بدانی اشک غم
صورت احساسمان را زخمی می کند
من فقط وقتی دلتنگم گریه می کنم
بـــــــاور کن
بـــــــیا سوگند یاد کنیم
زینت یکدیگر باشیم
یاقوت قلب تو زیور همیشه سینه ام
و مروارید عشق من گردن آویز همیشه ی تو

بی تو
بي تو مهتاب شبي باز از آن کوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خيره به دنبال تو گشتم
شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم
شدم آن عاشقه ديوانه که بودم
در نهان خانه ي جانم گل ياد تو درخشيد
گل صد خاطره خنديد عطر صد خاطره پيچيد
يادم آمد که شبي با هم از آن کوچه گذشتيم
پر گشوديم در آن خلوت دلخواسته گشتيم
تو همه راز جهان ريخته در چشم سياهت
من همه محو تماشاي نگاهت

تقدیم با عشق
كاش قلبم درد پنهاني نداشت
چهره ام هرگز پريشاني نداشت
كاش مي شد دفتر تقدير عشق
حرفي از يك روز باراني نداشت
كاش مي شد راه سخت عشق را
بي خطر پيمود و قرباني نداشت
عشق
عشق بيداد من
باختن يعني لحظه عشق
جان سرزمين يعني يعني
زندگي پاک من عشق ليلي و
قمار مجنون
در عشق يعني ... شدن
ساختن عشق
دل صفا يعني
كلبه وامق و
يعني عذرا
عشق شدن
من عشق
فرداي يعني
كودك مسجد
يعني الاقصي
عشق من
عشق آميختن افروختن
يعني به هم عشق سوختن
چشمهاي يكجا يعني كردن
پر ز و غم دردهاي گريه
خون/ درد بيشمار
عشق من
يعني الاسرار
كلبه مخزن
اسرار يعني
عشق


متفاوت
اگر روزي دشمن پيدا كردي، بدان در رسيدن به هدفت موفق بودي!
اگر روزي تهديدت كردند، بدان در برابرت ناتوانند! اگر روزي خيانت
ديدي، بدان قيمتت بالاست! اگر روزي تركت كردند، بدان با تو بودن
لياقت مي خواهد.شما شکست خورده نیستید فقط آدرسو اشتباه
رفتید.(اسمان )
عشق زار
ای که نا دیده رخت عاشق زارم کردی
تیردر چشم نهادی وشکارم کردی
خنده زد چشم تو بر اشک من خسته زار
با همان خنده خود خوب خمارم کردی
مدت دیدن تو لحظه ای وانی بود
در همان مدت کوته تو دچارم کردی
من خزان بودم وافسرده دل وبی امید
ان تو بودی که به یکباره بهارم کردی
همه دارایی من از دوجهان عشق تو بود
شکرحق کز دوجهان عشق نثارم کردی
در قمار غم عشقت قلب من بازیچه بود
عاقبت بردی و دلباخته شاد قمارم کردی
سخن بزرگان در مورد عشق
*افلاطون: عشق غالبا يک نوع عذاب است اما محروم بودن از آن مرگ است
*شکسبير: عشق اصل همه چيز و دليل همه چيز و خاتمه همه چيز است
* اخوان صف:ا در عشق بيروز کسي است که پا به فرار مي نهد
*نابلئون: شجاعت مانند عشق از اميد تغذيه مي کند
* نابلئون: عشق وقتي به حرف عقل گوش مي دهد که رفته باشد
دوستت دارم

عشق من تموم آرزوی من چی می شه یک بار نگاه کن تو چشمام آخه چشمام می تونن بهت بگن که من از تو جزٍِ تو چیز نمی خوام هر کسی تو چشم من خیره بشه غم تنهایمو باور می کنه آرزومه که یک روز چشم من تورو با من آشنا تر بکنه اگه تو یروزی مال من بشی می رسم به قله آرزوهام بخدا اگه تو مال من بشی دیگه من از خدا هیچی نمی خوام چی می شود اگه می شود یروزی باغ آرزوهام بشی غنچه آرزوهام نشکفته میمیرن اگه تو مال من نشی .چی می شود اگه می شود یروزی مال من بشی بخدا من میمیرم اگه تو مال من نشی وقتی از من دوره می شی حس می کنم که روهم جسممو کم داره آخ نمیدونی که چقدر دلم می خواد بهت بگه که دوستت دارم پس
عشق
گاهی در عشق هم انسان سر خود کلاه میزارد.
راستی... مرزمیان((عشق))و((هوس))چیست؟؟
آیا دلدادگی در هر مرتبه و نسبت به هر چیز و
هرکس عشق است؟؟؟
آیا هر کس در خود جذبه و کششی احساس کرد
عشق است؟؟؟
کسی که عاشق کسی است چرا دروغ میگوید؟
این...رسم عاشق نیست عاشق اهل وفا است...
انکه هر روز در پی دیدن یار وعاشق هزار معشوق
است دروغ میگوید که .........
عشق پاک است...
موهبتی آسمانی است...
اگر الوده به نفسانیت شود((هوس))است...
عاشق باید دل به چیزی ببندد که ماندگار باشد...
و عشق کالای نیست که به همه بفروشی...
قیمت انسان را عشق او تعیین میکند...
و در نهایت هوای کارهای خود را داشته باش
و هر چیزی را با عشق مقایسه نکن...
عشقتان پاک باد..............!!!
چشمها را باید شست
جور دیگیر باید دید...

دوباره